لغت نامه دهخدا
گسله. [ گ ُ س ِ / س َ ل َ /ل ِ ] ( ن مف ) گسیخته شده. ( برهان ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ). رجوع به گسیختن شود. || ( اِمص، اِ ) گسیختگی اشکوبهای موازی طبقات زمین. ( فرهنگستان ص 22 ).
گسله. [ گ ُ س ِ / س َ ل َ /ل ِ ] ( ن مف ) گسیخته شده. ( برهان ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ). رجوع به گسیختن شود. || ( اِمص، اِ ) گسیختگی اشکوبهای موازی طبقات زمین. ( فرهنگستان ص 22 ).
۱ - ( صفت ) گسیخته گسلیده. ۲ - ( اسم ) هر یک از گسیختگیهای آشکوبهای موازی طبقات زمین.
💡 گسلهای گرگان که اغلب در دامنههای جنوبی آن قرار دارند، ادامهٔ گسل دریای خزر و بهشهر هستند. آخرین زلزلهٔ بزرگ گرگان در عصر صفویان بوده و ۵۲۰ سال است که زلزلهٔ بزرگی در گرگان رخ نداده است. اگر گسل گرگان تکان بخورد احتمال زلزلهٔ ۵ تا ۷ ریشتری وجود دارد که خسارات بسیاری در پی خواهد داشت.