گزاف کاری
مترادفها
زیادهروی، افراط
متضادها
میانهروی، صرفهجویی
لغت نامه دهخدا
گزافکاری. [ گ ُ / گ ِ / گ َ ] ( حامص مرکب ) افراط. مبالغه. اسراف:
زین پیشترم گزافکاری
در سینه چنان نشاند خاری.نظامی.
فرهنگ معین
( ~. ) (حامص. ) افراط، مبالغه.
فرهنگ عمید
افراط، مبالغه، زیاده روی.
فرهنگ فارسی
۱ - افراط مبالغه. ۲ - اسراف.
ویکی واژه
گزافکاری
افراط، مبالغه، بیهودهکاری.
جمله سازی با گزاف کاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ» این ها و میم روا باشد که ضمیر قریش نهند و روا باشد که ضمیر قوم لوط بود و معنی سکرت جهلست و ضلالت و غفلت و «یَعْمَهُونَ» آنست که سر در نهند بگزاف کاری و تباه کاری و بی راهی همیروند.
💡 إِنَّما یَأْمُرُکُمْ شما را میفرماید بِالسُّوءِ ببدی وَ الْفَحْشاءِ و گزاف کاری وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ و آنچه ور اللَّه آن گوئید که میندانید.