گرماگرم

گرماگرم

واژه «گرماگرم» در متون فارسی به حالتی اطلاق می‌شود که چیزی هنوز سرد نشده و در حال گرمی است. این واژه در منابع قدیمی برای توصیف جسم یا ماده‌ای که تازه و داغ است به کار رفته است، مانند ضمادی که تازه روی دمل گذاشته می‌شود.

در ادبیات فارسی و منابع کلاسیک، «گرماگرم» علاوه بر معنای واقعی، کاربرد مجازی نیز دارد. این واژه می‌تواند به زمان اوج یا شدت گرفتن امری، فوراً و سریعاً، یا بیان شور و شوق اشاره کند. برای مثال، در بیان بحبوحه‌ی روزگار یا درگیری‌های شدید، «گرماگرم» به معنای زمان اوج و شدت وقایع آمده است.

به طور خلاصه، «گرماگرم» هم به معنای واقعی داغ و تازه بودن و هم به معنای مجازی شدت، فوریت و شور و شوق استفاده می‌شود. در فارسی امروز این واژه هنوز در برخی متون ادبی و توصیفی برای بیان شدت گرما، فوریت یا اوج یک اتفاق به کار می‌رود و بار معنایی حسی و زنده دارد.

لغت نامه دهخدا

گرماگرم. [ گ َ گ َ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) در حال گرمی. سردنشده. گرم. داغ: ضماد را گرماگرم روی دمل گذاشتن.

فرهنگ معین

( ~. گَ ) (ق. ) ۱ - بحبوحه. ۲ - در حال گرمی.

فرهنگ عمید

۱. [مجاز] زمان اوج یا شدت گرفتن امری.
۲. [مجاز] در حالت گرمی، سردنشده.
۳. [قدیمی، مجاز] فوراً، سریعاً.
۴. (صفت ) [قدیمی] بسیارگرم.
۵. (قید ) [قدیمی، مجاز] باشوروشوق.

فرهنگ فارسی

۱ - بسیار گرم داغ ( هوا و غیره ): سمک گفت: ای جوانمرد. راه تو دور است و گرما گرم است. ۲ - در حال گرمی: ضماد را گرما گرم روی دمل گذاشتن. ۳ - بحبوحه صمیم: در گرماگرم روزگارانی بود که دولت... نقش. وسیع متحدالشکل کردن لباسها را دنبال میکرد.

ویکی واژه

بحبوحه.
در حال گرمی.

جمله سازی با گرماگرم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هوا گذشت ز سردی می آر گرماگرم مبادا آنگه به خم ماند و شود سرکه

💡 روان کن آن می چون آفتاب گرماگرم چنان که خوی ز بناگوش دوستان بچکد

جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز