لغت نامه دهخدا
گرام. [ گ ِ ] ( فرانسوی، اِ ) رجوع به گرم شود.
گرام. [ گ ِ ] ( فرانسوی، اِ ) رجوع به گرم شود.
بجاز گرامی و کرام اشتبا ها مستعمل است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر خلایق داد کن، زیرا که در آفاق نیست نزد ایزد کس گرامی تر زشاه دادگر
💡 سزد از ترک خورشیدش غلامی که قیصر زاد روم است این گرامی
💡 دیدند رخ هم دو جهان بین گرامی هم دربر خورشید زمین، سایه یزدان
💡 بدست قدرت شد کلک صنع روز ازل پی نوشتن نام گرامیش منشق
💡 آه از دلی که جان گرامی به عشق داد با جان رفته آتش سوداش در برست
💡 تا گشته منتظم حرکات سپهر ازو داناست خوار دایم و نادان گرامی است!