گذشتگان
مترادفها
مردگان، پیشینیان، ازگذشتهها
متضادها
زندگان
لغت نامه دهخدا
گذشتگان. [ گ ُ ذَ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) ج ِ گذشته. ماسلف. متقدمین. ( آنندراج ). اسلاف. پیشینیان: چنان خوانده ام از اخبار گذشتگان که وقتی امیری رسولی فرستاد به ملک فارس... ( نوروزنامه ). و نیکوتر آنکه سیرتهای گذشتگان را امام سازد. ( کلیله و دمنه ).
فرهنگ معین
(گُ ذَ تِ ) (ص مر. ) جِ گذشته، پیشینیان.
ویکی واژه
جِ گذشته، پیشینیان.
جمله سازی با گذشتگان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چرخ است زیر ران ز دنیا گذشتگان عیسی اگر پیاده شد از خر، پیاده نیست
💡 فکر کن و به چشم دل، حال گذشتگان ببین ریخته زیر خاکشان، طرهٔ پرشکن نگر
💡 نیایش میتواند بهصورت فردی یا گروهی انجام شود. مخاطبان نیایش ممکن است ایزدها، ارواح، درگذشتگان، و حتی مفاهیم باشند.
💡 ز رفتگان ره دشوار مرگ شد آسان گذشتگان پل این سیل خانه پردازند
💡 وکیع گوید که چون فضیل فرمان یافت اندوه از پشت زمین برخاست. کسی از گذشتگان گوید نفیس ترین چیزها که بنده اندر صحیفت خویش یاود از نیکوئیها اندوه بود.
💡 به چشم همت ما سر گذشتگان صائب یکی است طوق گریبان و حلقه فتراک
💡 ما باید همیشه از تجربیات و درسهای ارزشمندی که گذشتگان برای ما به یادگار گذاشتهاند، در مسیر پیشرفت و تعالی جامعه خود استفاده کنیم.
💡 مطالعه تاریخ و زندگی گذشتگان به ما کمک میکند تا ریشههای فرهنگی و هویت ملی خود را بهتر بشناسیم و از آنها محافظت کنیم.
💡 میراث ماندگار گذشتگان در قالب بناهای تاریخی و آثار هنری، گواهی بر شکوه و عظمت تمدنهای پیشین است که باید حفظ شود.