کنفدراسیون. [ ک ُ ف ِ دِ یُن ْ ] ( فرانسوی، اِ ) اتحاد چند ناحیه که جمعاً دولتی واحد تشکیل دهند اما هر یک در داخل اتحادیه استقلال داخلی و خودمختاری دارند، چنانکه کشور سویس را که از 22 کانتون تشکیل گردیده کنفدراسیون هلونیک نامند. || اتحادیه. ( فرهنگ فارسی معین ).
(کُ فِ ) [ فر. ] (اِ. ) اتحادیة چند ناحیه یا کشور که جمعاً دولتی واحد تشکیل دهند، اما هریک استقلال داخلی و خود - مختاری دارند.
مؤسسه یا نهادی که از چند فدراسیون تشکیل شده.
اتحادچندناحیه یاکشورکه دولت واحدتشکیل دهنداماهرکدام استقلال داخلی وخودمختاری داشته باشند
کُنفدراسیون (confederation)
صورتی از اتحاد میان دولت ها یا جوامع جداگانه. در کنفدراسیون بر استقلال فردی هریک از دولت ها یا جوامع شرکت کننده در اتحاد، و در فدراسیون بر برتری دولت مرکزی تأکید می شود. بر این اساس، جامعۀ مشترک المنافع انگلستان، در وضع کنونی، همانند کنفدراسیون آلمان، که به موجب تصمیمات کنگرۀ وین در ۱۸۱۵ تشکیل شد، خود یک کنفدراسیون است. تفاوت کنفدراسیون و فدراسیون از واژه های آلمانی بوندستات، پیوند دولت ها یا دولت فدرال، و اشتاتس بوند، دسته ای از دولت ها یا کنفدراسیون، به خوبی پیداست. جنگ داخلی امریکا فقط بر سر مسئلۀ بردگی درنگرفت بلکه مسئلۀ کنفدراسیون یا فدراسیون بودن اتحادیه هم مطرح بود. در آن دسته از قوانین اساسی که اصل را بر تبعیت حکومت مرکزی از حکومت های محلی گذاشته اند اصطلاح کنفدراسیون به کار رفته است. مثلاً، در مواد ائتلاف ۱۷۷۷ ایالات متحده، در اتحادیۀ اوترخت ۱۵۷۹ (که هفت استان شمال هلند را به صورت ایالات متحده هلند درآورد) در قوانین اساسی سوئیس از دیرباز تا کنون، در قانون اساسی آلمان از ۱۸۱۵ تا ۱۸۶۷، در قانون اساسی کنفدراسیون شمال آلمان از ۱۸۶۷ تا ۱۸۷۱، و در قانون اساسی امپراتوری آلمان از ۱۸۷۱ تا ۱۹۱۸، این اصطلاح به چشم می خورد. ایالت هایی هم که از امریکا جدا شدند این واژه را به کار بردند، اما بلافاصله پس از تشکیل مردم ایالت های کنفدرال اعلام کردند که هدفشان تشکیل حکومت فدرال دائمی است. در قانون اساسی ۱۸۷۴ سوئیس، با عنوان قانون اساسی فدرالِ کنفدراسیون سوئیس، واژه های کنفدراسیون و فدراسیون مترادف با هم به کار رفته اند. نویسندگان مقاله های فدرالیست (مجموعه ای از نامه های سیاسی که در ۱۷۸۸ در ایالات متحده منتشر شد) بین این دو واژه تفاوتی قائل نبودند، اگرچه میان دو اصل بنیادی آن ها فرق می گذاشتند.
(ورزشی): موسسه یا نهادی که از چند فدراسیون تشکیل شده است. کنفدراسیون فوتبال آسیا.
(سیاسی): اتحادیهای از چند ناحیه یا کشور که جمعاً دولتی واحد را تشکیل دهند، اما هریک استقلال داخلی و (خودمختاری) را حفظ نمایند.
💡 ژنرال مکنسن در هشتم نوامبر ۱۹۴۵ در سن ۹۵ سالگی وفات یافت. او در طول زندگی اش حکومتهایی از جمله پادشاهی پروس، کنفدراسیون آلمان شمالی، امپراتوری آلمان، جمهوری وایمار و رایش سوم را به چشم دیده بود. وی در قبرستان سل به خاک سپرده شد.
💡 اتحادیه فوتبال اندونزی نهاد ادارهکنندهٔ فوتبال در اندونزی است. این نهاد در سال ۱۹۳۰ پایهگذاری شده و اکنون عضو کنفدراسیون فوتبال آسیا است. در حال حاضر ریاست این نهاد بر عهدهٔ جوهر عارف حسین میباشد.
💡 این اتحادیه که در سال ۱۹۶۲ تأسیس شده عضو کنفدراسیون فوتبال اقیانوسیه و فیفا نیز میباشد و مقر آن در شهر لائه است.
💡 در مقام مقایسه باید یادآور شد، راهبرد کلان راهبرد بزرگترین سازمانها نظیر دولت ملتها، کنفدراسیونها یا ائتلافهای بینالملی است. همچنین راهبرد نظامی از لحاظ وسعت حوزهٔ نظری بزرگتر از تاکتیک نظامی است که هدفش استقرار و تحرک یگانها در زمین یا دریا است.
💡 اتحادیه فوتبال اردن نهاد ادارهکنندهٔ فوتبال در اردن است. این نهاد در سال ۱۹۴۹ پایهگذاری شده و اکنون عضو کنفدراسیون فوتبال آسیا است. در حال حاضر ریاست این نهاد بر عهدهٔ علی بن حسین هاشمی میباشد.
💡 وی در پست هافبک مهاجم بازی میکرد و در باشگاههایی مانند آدلاید سیتی، استاندارد لیژ و فاینورد بازی کردهاست. ویدمار در جام کنفدراسیونها نقش مهمی در نایب قهرمانی تیم ملی استرالیا داشت.