لغت نامه دهخدا
کمیسیونر. [ ک ُ ی ُ ن ِ ] ( فرانسوی، ص، اِ ) کسی که حمل و نقل کالا یا خرید و فروش امتعه را به عهده گیرد. دلال. ( فرهنگ فارسی معین ).
کمیسیونر. [ ک ُ ی ُ ن ِ ] ( فرانسوی، ص، اِ ) کسی که حمل و نقل کالا یا خرید و فروش امتعه را به عهده گیرد. دلال. ( فرهنگ فارسی معین ).
(کُ نِ ) [ فر. ] (ص. ) دلال، حق العمل کار.
کسی که عهده دار انجام کار یا خرید کالایی باشد، دلال.
( صفت اسم ) کسی که حمل و نقل کالا یا خرید و فروش امتعه را بعهده گیرد دلال. توضیح احتراز از استعمال این کلم. بیگانه اولی است.
دلال، حق العمل کار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر پایه نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن که در سال ۲۰۰۲ توسط دولت تانزانیا انجام شد جمعیت این استان بالغ بر ۱٬۰۴۰٬۴۶۱ نفر اعلام شدهاست. کمیسیونر منطقهای این استان آقای آناتولی. ای تاریمو میباشد.
💡 کمیسیونر منطقه ای استان کیگوما عیسی ماچیبیا می باشد.
💡 کمیسیونر منطقهای این استان آقای شکیفو میباشد.
💡 آن گاووکیان (ارمنی: Էն Գավուքյան؛ زادهٔ ۷ اکتبر ۱۹۵۲) سیاستمدار ارمنیتبار اهل کانادا است که بین سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۴ کمیسیونر حریم خصوصی و اطلاعات استان انتاریو بود.