لغت نامه دهخدا
کمک کردن. [ ک ُ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) یاری دادن ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کمک کردن. [ ک ُ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) یاری دادن ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
یاری دادن
انجام دادن کاری برای دیگری بدون چشم داشت مزد، یا انجام دادن کاری که برای دیگری سود داشته باشد.
💡 رومیها به مهیاسازی مواد اولیه حقوق، قوانین، هنر و ادبیات و معماری و زبان در دنیای غرب کمک کردند. آنها همچنین در صنعت تأمین مواد اولیه برای نوشتن کتاب، ابتکار زیادی به خرج داده و آن را به شکلی درآوردند که امروز میشناسیم.
💡 این تماسها بلافاصله منجر به اعزام چندین سفیر توسط چینیها شد که به توسعه جاده ابریشم کمک کردند.
💡 کایری یا تکل به معنای کمک کردن کشاورزان و شالیکاران در فصل نشا و برداشت برنج است بدون آنکه مزدی از یکدیگر دریافت شود.
💡 پس از جنبش استقلال پاکستان، آفریدیها در جنگ ۱۹۴۷ هند و پاکستان به نیروهای پاکستانی در حمله به جامو و کشمیر کمک کردند. امروزه آفریدیها در مناطق قبایلی و خیبر پختونخوا پاکستان نقش غالبی ایفا میکنند و حمل و نقل و کسب و کار دیگر نظیر تجارت اسلحه و مهمات و دیگر کالاها در این مناطق در دست آنان است.
💡 با این حال، نهایتاً ۶۴ نامه به فرد هدف رسیدند. در میان این زنجیرهها، طول مسیر میانگین حدود پنج و نیم یا شش بود؛ بنابراین، محققان به این نتیجه رسیدند که مردم ایالات متحده بهطور متوسط حدود شش نفر از یکدیگر فاصله دارند. اگرچه خود میلگرام هرگز از عبارت «شش درجه جدایی» استفاده نکرد، اما این یافتهها احتمالاً به پذیرش گسترده آن کمک کردند.