کم کار

فرهنگ معین

(کَ ) (ص مر. ) ۱ - تنبل. ۲ - بی تجربه.

فرهنگ عمید

آن که کم کار می کند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کسی که کم کار کند مقابل پر کار. ۲ - کم تجربه ناشی.

ویکی واژه

تنبل.
بی تجربه.

جمله سازی با کم کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سخنش دل نه چنان بسته‌ام کز سر کم کار زبان بسته‌ام

💡 تو چون بکاری و از بهر بی نظیری تو مرا نشاید کم کار چون به کار بود

💡 در راه عشق شکوه نمودن ز بیش و کم کار کسی بود که به یک مغز چون نی است

💡 اساسی کاینچنین آباد مانده‌ست ز محکم کاری فرهاد مانده‌ست

💡 خواهی که عیش خوش بودت کار برمراد با نیستی بساز و کم کار و بار گیر

سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز