کلگرایی
مترادفها
کلنگری
متضادها
جزءگرایی
فرهنگستان زبان و ادب
{holism} [آینده پژوهی و آینده نگری] نظریه ای برگرفته از نوآیندی که کل یک سامانه را بزرگ تر از مجموع اجزای تشکیل دهنده اش در نظر می گیرد
ویکی واژه
دیدگاهی مبتنی بر بررسی و تحلیل کلیت برخی پدیدههای اجتماعی که در آن بهجای بررسی و تحلیل جداگانۀ اجزای پدیدهها کلیت آنها در نظر گرفته میشود.
جمله سازی با کلگرایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او از نظر اجتماعی و تشکلگرایی نیز فردی فعال بود و از همین رو در سال ۱۳۲۲ عضو اتاق بازرگانی شد و در سال ۱۳۴۰ نیز به همراه چند فعال اقتصادی دیگر مانند غلامرضا آگاه عضو انجمن شهر کرمان شدند.
💡 در رویکرد کلگرایی، به جای تمرکز بر اجزای کوچک، سعی میشود پدیده مورد نظر به عنوان یک سیستم واحد و دارای پیوند با سایر بخشها دیده شود.
💡 پزشکان با استفاده از دیدگاه کلگرایی، نه تنها به علائم بیماری، بلکه به سبک زندگی، تغذیه و سلامت روانی بیمار نیز توجه ویژهای نشان میدهند.
💡 نظریه کلگرایی در علوم اجتماعی به ما میآموزد که برای درک جامعه، باید تعاملات پیچیده بین فرهنگ، اقتصاد و سیاست را به صورت همزمان بررسی کرد.