کشور حائل
مترادفها
کشور واسطه، کشور میانجی
فرهنگستان زبان و ادب
{buffer state} [جغرافیای سیاسی] کشور مستقل کوچکی که بین دو قدرت بزرگ رقیب بالقوه و متخاصم قرار گرفته است و درنتیجه خطر جنگ بین آنها را کاهش می دهد
ویکی واژه
کشور مستقل کوچکی که بین دو قدرت بزرگ رقیب بالقوه و متخاصم قرار گرفته است و درنتیجه خطر جنگ بین آنها را کاهش میدهد.
جمله سازی با کشور حائل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به مدت دو قرن ارمنستان بزرگ تحت حکومت امویان و عباسیان قرار داشت. اعتبار آشوت در حالی افزایش یافت که رهبران بیزانس و عرب هر دو - مشتاق حفظ یک کشور حائل در مرزهای خود - از او خواستگاری میکردند. خلافت عباسی آشوت را در سال ۸۶۲ به عنوان «امیر شاهزادگان» و بعداً به عنوان پادشاه (در ۸۸۴ یا ۸۸۵) به رسمیت شناخت.
💡 در تحلیلهای ژئوپلیتیک، یک کشور حائل معمولاً میان دو قدرت بزرگ قرار میگیرد و تلاش میکند تا از تنشهای نظامی بین آنها جلوگیری کند.
💡 قرارگیری یک کشور حائل در مسیر استراتژیک تجارت جهانی میتواند باعث شود که این کشور از فرصتهای اقتصادی بینظیری بهرهمند گردد.
💡 بسیاری از سیاستمداران بر این باورند که حفظ بیطرفی برای یک کشور حائل در زمان وقوع جنگهای جهانی، تنها راه بقای ملی است.