کشور چندپارچه

مترادف‌ها

کشور تجزیه‌شده، کشور تکه‌تکه

متضادها

یکپارچه، متحد، منسجم، یکدست

فرهنگستان زبان و ادب

{fragmented state, fragmented country} [جغرافیای سیاسی] کشوری دارای بخش های مجزا و منفردی که با خاک کشوری دیگر یا با آب های بین المللی از یکدیگر جدا شده اند

ویکی واژه

کشوری دارای بخش‌های مجزا و منفردی که با خاک کشوری دیگر یا با آب‌های بین‌المللی از یکدیگر جدا شده‌اند.

جمله سازی با کشور چندپارچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ج) ساختمان داخلی: فرزهای یکپارچه ساده و مرکب و چندپارچه.

💡 تحلیلگران سیاسی معتقدند که مدیریت یک کشور چندپارچه نیازمند درک عمیق از تفاوت‌های قومی، مذهبی و فرهنگی میان گروه‌های مختلف ساکن در آن قلمرو است.

💡 پایداری سیاسی در یک کشور چندپارچه تنها از طریق ایجاد عدالت اجتماعی و توزیع عادلانه منابع بین تمام مناطق جغرافیایی مختلف امکان‌پذیر خواهد بود.

💡 تاریخ نشان داده است که تبدیل شدن یک کشور چندپارچه به یک واحد ملی منسجم، نیازمند تلاش‌های گسترده و زمان بسیار طولانی از سوی دولت است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران