کش دادن

لغت نامه دهخدا

کش دادن. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) دراز کردن یا کشیدن. تطویل. ( یادداشت مؤلف ). || دراز کردن چیزی را یا مطلبی را. ( یادداشت مؤلف ). کاری که ممکن است بزودی پایان یابداز روی غرض طولانی کردن. طول دادن. اطالة. مطاوغة.
کش دادن. [ ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) کش گفتن در بازی شطرنج یعنی شاه در خطر است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به کش و رجوع به کشت شود.

فرهنگ معین

(کِ. دَ ) (مص م. ) (عا. ) طول دادن، طولانی کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) کش موضوعی ( کلامی ) را. طول دادن آنرا: اصولا این مسئله ای بود که نمیشد یعنی صلاح نبود که کشش داد.

ویکی واژه

(عا.)
طول دادن، طولانی کردن.

جمله سازی با کش دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاه در گفتار کودک گرم خواب که ز نوک ناوکش دادند آب

💡 شستند به آب دیده پاکش دادند ز خاک هم به خاکش

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز