فرهنگ معین
( ~ گَ ) (اِمر. ) نک کرکسان فلک.
( ~ گَ ) (اِمر. ) نک کرکسان فلک.
(طایر و واقع ): [ بخت همام گفت که ما را همای دان کز مغز کرکسان فلک استخوان ماست. ] ( خاقانی. سج. ۷۹ )
نک کرکسان فلک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همای همت تو کرکسان گردون را ز عجز و ضعف چو عصفور کرد و ماالعصفور ؟
💡 ز کرکسانِ زمین کرکسان گردون راند ز زینِ اسبان از بس که تن کند ایثار