«کرخت» واژهای فارسی است که برای توصیف حالتی به کار میرود که در آن حس طبیعی بدن یا ذهن کاهش یافته یا به طور موقت از بین رفته است و فرد نوعی بیحسی یا سنگینی را تجربه میکند. این کلمه بیشتر در موقعیتهایی استفاده میشود که عضوی از بدن، مانند دست یا پا، بر اثر سرما، فشار طولانی، خستگی یا اختلال عصبی، توانایی حس کردن طبیعی خود را از دست میدهد. «کرخت» میتواند علاوه بر معنای جسمی، در معنای ذهنی و روانی نیز به کار رود و حالتی را توصیف کند که فرد از نظر فکری یا احساسی دچار بیتحرکی، بیتفاوتی یا کاهش واکنش شده است. در ادبیات و زبان محاوره، کرختی ذهنی اغلب به وضعیتی اشاره دارد که شخص انگیزه، هیجان یا تمرکز لازم را ندارد و نوعی سنگینی و رخوت در افکار او دیده میشود. این واژه در توصیف احساسات نیز کاربرد دارد؛ برای مثال، فردی که پس از یک شوک عاطفی دچار بیحسی احساسی شده، ممکن است خود را از نظر درونی کرخت توصیف کند.
کرخت
لغت نامه دهخدا
کرخت. [ ک َ رَ / ک َ رِ / ک ِ رِ ] ( ص ) کرخ. بی خبرشده و بی حس و بی شعور گردیده اعم از انسان و اعضای انسان. ( برهان ) ( آنندراج ). سِر. خدر. بی هوش. ( ناظم الاطباء ): سرما دست و پایم را کرخت کرده بود. ( تحفه اهل بخارا ). رجوع به کرخ شود. || به مجاز بر درشت و ناهموار اطلاق کنند. ( آنندراج ):
از بس که مرغ دل به چمن هرزه نال بود
وصل گلی نیافت ز صوت کرخت خویش.علی خراسانی ( از آنندراج ).شیره انگور را بهر کسان ریزد به خم
باده نوشی کی کند طبع کرخت باغبان.علی خراسانی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) کرخ: [ شیر. انگور را بهر کسان ریزد بخم باده نوشی کی کند طبع کرخت باغبان ? ] ( علی خراسانی )
جمله سازی با کرخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تخم چنارم گویی، که دارد دستم کسالت، پایم کرختی
💡 وجود آنوریسم در یک سرخرگ مغزی باعث سردرد (اغلب ضرباندار)، ضعف، فلج یا کرختی، درد پشت چشم، تغییر بینایی یا نابینایی نسبی، و مساوی نبودن اندازه مردمکها میشود.
💡 سردرد، درد قفسهٔسینه، تپش قلب، کرختی یا افزایش تنفس نیز ممکن است اتفاق بیفتد، گرچه اینها علائم اصلی افسردگی نیستند.
💡 ناحیهای از پوست که از طریق بخش خاصی از نخاع عصبدهی میشود را درماتوم نامیده، و آسیب به آن بخش از نخاع، موجب ایجاد درد، کرختی یا از دست رفتن حس در نواحی مرتبط خواهد شد. خوابرفتگی، حس سوزنسوزنی شدن یا حس سوختگی در نواحی تحت تأثیر پوست، یکی دیگر از چنین نشانگانیست. شخصی که سطح هوشیاری پایینی دارد، ممکن است در مقابل تحریک دردناک در بالای نقطه خاصی پاسخ دهد، اما نه در پایین آن.