لغت نامه دهخدا
کذوب. [ ک َ ] ( ع ص ) دروغگوی. ج، کُذُب. ( منتهی الارب )( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). کَذوبة. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کاذب. کَذّاب. ( از اقرب الموارد ). رجوع به کذوبة، کاذب و کذاب شود. || ( اِ ) نفس اماره که شخص را گول می زند. ج، کُذُب. ( ناظم الاطباء ). نفس، زیرا که انسان را بکارهائی فرمان می دهد که وسعش به آنها نمی رسد. ( از اقرب الموارد ).