کذوب

لغت نامه دهخدا

کذوب. [ ک َ ] ( ع ص ) دروغگوی. ج، کُذُب. ( منتهی الارب )( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). کَذوبة. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کاذب. کَذّاب. ( از اقرب الموارد ). رجوع به کذوبة، کاذب و کذاب شود. || ( اِ ) نفس اماره که شخص را گول می زند. ج، کُذُب. ( ناظم الاطباء ). نفس، زیرا که انسان را بکارهائی فرمان می دهد که وسعش به آنها نمی رسد. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(کَ ) [ ع. ] (ص. ) دروغگو.

فرهنگ عمید

ویژگی فرد بسیاردروغ گو.

ویکی واژه

دروغگو.

جمله سازی با کذوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لَیْسَ لِوَقْعَتِها کاذِبَةٌ ای لیس لکونها اکذوبة و لا مثنویة. و کاذبة هاهنا فی موضع المصدر کقوله عز و جل: لا تَسْمَعُ فِیها لاغِیَةً الکاذبة الکذب و اللاغیة اللغو. تقول کذب یکذب کذبا و کاذبة کالعافیة و العاقبة. و المعنی من اخبر عنها صدق و لم یکذب. و قیل لیس الخبر عن وقوعها کذبا.

💡 گر نبدی خندهٔ صبح کذوب هیچ دلی زار بنگریستی

💡 فلا یغرنک اللیالی وبرقها الخلب الکذوب

اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز