کحل الجواهر

فرهنگ معین

(کُ لُ لْ جَ هِ ) [ ع. ] (اِمر. ) سرمة آمیخته با مروارید ساییده شده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) سرمه آمیحته به مروارید سوده که برای روشنایی دیده بچشم کشند ٠

ویکی واژه

سرمة آمیخته با مروارید ساییده شده.

جمله سازی با کحل الجواهر

💡 منت کحل الجواهر می‌کشد چشمم زیاد گر نمک آرد از آن راهی که جولان کرده‌ای

💡 خاک پاش از گریه چون کحل الجواهر ساختم دید گوهرفشان را توتیا گر نیست نیست

💡 پی ار برند به کحل الجواهر خم او رسد به قیمت یاقوت هر شکسته سفال

💡 از چرخ روز کور سراسیمه سرترم کحل الجواهرم به شب از کحل دان فتاد

💡 زهی خجسته جنابی که خاک درگه او فلک بدیده چو کحل الجواهر اندر کرد

💡 کحل الجواهر فلک و توتیای روح دانی که چیست خاک کف پای مصطفی

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز