کج خرام

فرهنگ معین

( ~. خُ یا خَ ) (ص فا. ) ۱ - آن که بد - خرامد. ۲ - بدمعامله.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه بد خرامه. ۲ - بد رفتار بد معامله.

ویکی واژه

آن که بد - خرامد.
بدمعامله.

جمله سازی با کج خرام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بودستی از نخست کج و هان به تیغ شاه ای کج خرام‌، راست بدین‌سان چگونه‌ای

💡 گرچه شیرین است و نوشین است او کج خرام و شوخ و بی دین است او

💡 مگذرید از راستیها ورنه طبع‌کج خرام می‌رسد جایی که باید بر دم عقرب نشست

💡 نشانم روشن است اما سر و برگ تسلی‌کو هنوز ازکج خرامیها کماندار است تیر من

💡 هنوز این چرخ نیلی کج خرام است هنوز این کاروان دور از مقام است

💡 خسروا دی کاین جسارت رفت از گردون پیر خشمگین ‌گفتم تفو بر گوهرت ای‌ کج خرام