کبال

لغت نامه دهخدا

کبال. [ ک َ ] ( اِ ) بمعنی کباک است و آن ریسمانی باشد که از لیف خرما سازند. ( برهان ) ( فرهنگ جهانگیری ). کبار. و رجوع به کبار و کباک شود.

فرهنگ معین

(کَ ) (اِ. ) ریسمانی که از لیف خرما تابیده شده باشد.

فرهنگ عمید

ریسمان تابیده شده از لیف خرما.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ریسمانی که از لیف خرما سازند.

ویکی واژه

ریسمانی که از لیف خرما تابیده شده باشد.

جمله سازی با کبال

💡 وفا از هر دو سو باید به هر حال که نتواند پریدن مرغ یکبال

💡 آزمایش دیگری نشان داد که وقتی مونوکسید کربن نسبت به اکسید کبالتوزیک نامتناسب می‌شود، کربن رشته‌ای تشکیل می‌شود. در این آزمایش، یک مخلوط گاز کربوردار گرم شده روی اکسید کبالتوزیک پودر فرستاده شد. کربن رشته‌ای رسوب اصلی است که از این واکنش در دمای ۶۰۰ درجه سانتیگراد (۱۱۱۲ درجه فارنهایت) تشکیل می‌شود.

💡 آهن‌رباهای ساماریوم-کبالت تف جوشی شده، ناهمسانگردی مغناطیسی از خود نشان می‌دهند، به این معنی که آنها فقط می‌توانند در محور جهت‌گیری مغناطیسی خود خواص مغناطیسی داشته باشند. این کار با هم راستاسازی ساختار کریستالی مواد در طول فرایند تولید انجام می‌شود.

💡 استون اکسیم یک پیشگیری کننده عالی در برابر خوردگی (دی‌اکسیدان) با سمیت کمتر و پایداری بیشتر در مقایسه با ماده متداول هیدرازین است. همچنین در تشخیص کتون‌ها، کبالت و نیز در سنتز ترکیبات آلی مفید است.

💡 به روی چهرهٔ امکان‌، من آن رنگ سبکبالم که هر کس می‌رود از خویش می‌خیزد ز من گردی

💡 ساماریم را می‌توان با بخشی از عناصر کمیاب دیگر از جمله پرازئودیمیم، سریم و گادولینیوم جایگزین کرد. کبالت را می‌توان با بخشی از فلزات واسطه دیگر از جمله آهن، مس و زیرکونیوم جایگزین کرد.