کانون اصلی
مترادفها
مرکز اصلی، هسته اصلی
متضادها
فرعی، ثانویه
فرهنگستان زبان و ادب
{prime focus} [نجوم رصدی و آشکارسازها] کانون آینۀ اصلی تلسکوپ های بازتابی
دانشنامه آزاد فارسی
کانون اصلی (principal focus)
در نورشناسی۱، نقطه ای که پرتوهای موازی با محور اصلی عدسی، پس از شکست در آن همگراییده و متمرکز، یا ظاهراً از آن واگراییده می شوند. فاصلۀ بین عدسی تا کانون اصلی آن را فاصلۀ کانونی۲ می گویند. کانون اصلی عدسی همگرا۳ (کوژ۴) یا آینۀ شلجمی کاو۵ نقطه ای است که پرتوهای تابشی موازی، پس از شکست یا بازتاب، در آن متمرکز می شوند. چنین کانونی را کانون حقیقی۶ می گویند. کانون اصلی عدسی واگرا۷ (کاو۸) نقطه ای است که پرتوهای تابشی موازی با محور اصلی، پس از شکست، واگرایی شان به ظاهر از آن جا شروع می شود. این کانون کانونی مجازی۹ است که در واقع هیچ پرتو نوری از آن جا سرچشمه نمی گیرد.
opticsfocal lengthconverging lensconvex lensparabolic concave mirrorreal focusdiverging lensconcave lensvirtual focus
ویکی واژه
کانون آینۀ اصلی تلسکوپهای بازتابی.
جمله سازی با کانون اصلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این دانشگاه به عنوان کانون اصلی تحقیقات علمی در منطقه، میزبان بسیاری از دانشمندان برجسته و پژوهشگران بینالمللی در رشتههای مختلف علوم پایه است.
💡 در مدیریت پروژههای بزرگ، تعیین کانون اصلی تصمیمگیری و مشخص کردن مسئولان نهایی، برای جلوگیری از هرگونه سردرگمی و اتلاف وقت بسیار ضروری است.
💡 شهر تهران به عنوان کانون اصلی فعالیتهای سیاسی و اقتصادی کشور، نقش بسیار مهمی در هدایت مسیر توسعه و پیشرفت در تمام استانها ایفا میکند.