کاموا
مترادفها
پارچه پشمی
لغت نامه دهخدا
کاموا. [ کام ْ ] ( اِ ) نخهای سست پشمین یا پنبه ای که زنان با قلاب بدان جامه بافند. ( یادداشت مؤلف ). ظاهراً از کلمه کانوس انگلیسی که آنهم از کلمه کانابیس لاتینی مأخوذ است گرفته شده و بسبب قرب مخرج تلفظ نون و میم در زبان فارسی کاموا و کانوا هر دو بکار میرود. ( از فرهنگ نظام ) ( وبستر ).
فرهنگ معین
[ انگ. ] (اِ. ) = کانوا: نوعی نخ که از کرک یا ابریشم می ریسند و با آن لباس زمستانی می بافند، کاموا.
فرهنگ عمید
نخی که از پشم یا کرک می ریسند و به وسیلۀ میل با آن معمولاً لباس های زمستانی می بافند.
فرهنگ فارسی
نخهای سست پشمین یا پنبه که زنان با قلاب بدان جامه بافند
جمله سازی با کاموا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زیرا که شهنشه چو به سالار بفرمود کاموال صدور از کف اعجاز ستاند
💡 مادربزرگ با استفاده از کامواهای بسیار نرم و رنگارنگ، سعی داشت یک ژاکت زیبا و گرم برای نوه کوچک خود در فصل زمستان ببافد.
💡 برای بافتن یک شال گردن با کیفیت و با دوام، باید از بهترین نوع کاموا که از الیاف طبیعی مانند پشم ساخته شده استفاده کرد.
💡 فروشگاههای بزرگ مواد اولیه آرایشی و بهداشتی، معمولاً طیف وسیعی از انواع کاموا را با رنگها و ضخامتهای مختلف برای مشتریان خود عرضه میکنند.