کاسه پشت. [ س َ / س ِ پ ُ ] ( اِ مرکب ) لاک پشت و کشف را گویند. ( برهان ). سوراخ پا. سولاخ پا. باخه. سلحفات:
لقمه خور چرب کرد، زو فلک کاسه پشت
ورنه شدی خشک شیر دایه اطفالگان.سیف اسفرنگی ( از جهانگیری ).|| کنایه از آسمان هم هست. ( برهان ) ( آنندراج ). کنایه از فلک. ( انجمن آرا ).
( ~. پُ ) (اِ. ) ۱ - لاک پشت، سنگ پشت. ۲ - کنایه از: آسمان، فلک.
=لاک پشت
( اسم ) ۱ - لاک پشت کشف سنگپشت: [ لقم. خور چرب کرد زو فلک کاسه پشت ور نه شدی خشک شیر دای. اطفال کان ]. ( سیف اسفرنگی ) ۲ - آسمان فلک.
لاک پشت، سنگ پشت.
کنایه از: آسمان، فلک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لقمه خود چرب کرد از فلک کاسه پشت ورنه شدی خشک شیر دانه اطفال کان
💡 آن نگار کاسه گر کارش بود دایم به مشت عاشقان را کرده بار خدمت او کاسه پشت
💡 گردون کاسه پشت چو کف گیر جمله چشم نظاره سوی زنده دلان در کفن درش
💡 الجوب وار در ته صندوق جا شوی عیار کاسه پشت تو را از مصاحبان
💡 یک تیر آه خسته دلان کارگر نشد بر جان کاسه پشت فلک بی سپر که نیست