کاسه پشت

لغت نامه دهخدا

کاسه پشت. [ س َ / س ِ پ ُ ] ( اِ مرکب ) لاک پشت و کشف را گویند. ( برهان ). سوراخ پا. سولاخ پا. باخه. سلحفات:
لقمه خور چرب کرد، زو فلک کاسه پشت
ورنه شدی خشک شیر دایه اطفالگان.سیف اسفرنگی ( از جهانگیری ).|| کنایه از آسمان هم هست. ( برهان ) ( آنندراج ). کنایه از فلک. ( انجمن آرا ).

فرهنگ معین

( ~. پُ ) (اِ. ) ۱ - لاک پشت، سنگ پشت. ۲ - کنایه از: آسمان، فلک.

فرهنگ عمید

=لاک پشت

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - لاک پشت کشف سنگپشت: [ لقم. خور چرب کرد زو فلک کاسه پشت ور نه شدی خشک شیر دای. اطفال کان ]. ( سیف اسفرنگی ) ۲ - آسمان فلک.

ویکی واژه

لاک پشت، سنگ پشت.
کنایه از: آسمان، فلک.

جمله سازی با کاسه پشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لقمه خود چرب کرد از فلک کاسه پشت ورنه شدی خشک شیر دانه اطفال کان

💡 آن نگار کاسه گر کارش بود دایم به مشت عاشقان را کرده بار خدمت او کاسه پشت

💡 گردون کاسه پشت چو کف گیر جمله چشم نظاره سوی زنده دلان در کفن درش

💡 الجوب وار در ته صندوق جا شوی عیار کاسه پشت تو را از مصاحبان

💡 یک تیر آه خسته دلان کارگر نشد بر جان کاسه پشت فلک بی سپر که نیست

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز