کارمند

کارمند به فردی اطلاق می‌شود که در ازای انجام فعالیت‌های فکری در یک نهاد اداری، حقوق دریافت می‌کند و انتظار می‌رود که به‌طور بلندمدت در این شغل مشغول به کار باشد. به دو دسته تقسیم می‌شوند: دولتی و خصوصی. ویژگی‌های خاص کارمندان، آنها را از یکدیگر و همچنین از طبقه کارگر متمایز می‌کند. وضعیت مالی و جایگاه اجتماعی کارمندان، چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی، تحت تأثیر تغییرات اقتصادی و اجتماعی قرار دارد. مفهوم آن به‌ویژه با رشد سرمایه‌داری و پس از انقلاب صنعتی شکل گرفت. دانشگاه‌های غربی که نیازهای تولید صنعتی را تأمین می‌کردند، مسئولیت تربیت کارمندان را بر عهده داشتند. جامعه‌شناسان مارکسیستی به‌طور کلی وجود قشری به این نام را نمی‌پذیرند و جامعه را به دو طبقه کارگر و سرمایه‌دار تقسیم می‌کنند. در مقابل، جامعه‌شناسان سرمایه‌داری، این قشر را به عنوان یکی از طبقات متنوع و جزء طبقات متوسط در نظر می‌گیرند.

لغت نامه دهخدا

کارمند. [ م َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) خدمتکار. ( غیاث ) ( آنندراج ). دارنده کار. کاردار دفتری. کسی که شغلی در دستگاهی دارد. عضو اداره و نظایر آن. ( فرهنگستان ). خدمت گزار اداری. مستخدم در یکی از ادارات دولتی مستخدم اداری. ج، کارمندان. || کارآمد و قابل و لایق کار و آنکه از وی کار آید. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(مَ ) (ص مر. اِمر. ) ۱ - آن که کاری دارد. ۲ - کسی که در اداره یا مؤسسه ای به کار مشغول است، عضو. ۳ - کارآمد، لایق.

فرهنگ عمید

کسی که در اداره یا شرکتی به طور ثابت کار می کند، عضو اداره.

فرهنگ فارسی

کسی که دراداره یابنگاهی کارمیکند
خدمتکار دارنده کار
( صفت اسم ) ۱ - آنکه کاری دارد. ۲ - خدمتکار. ۳ - کسی که در موسسه یا ادارهای بکاری مشغولست عضو. ۴ - کار آمد لایق کار.

ویکی واژه

آنکه در اداره یا شرکتی بطور ثابت کار می‌کند و در مقابل آن حقوق می‌گیرد.
آن که کاری دارد. کسی که در اداره یا مؤسسه‌ای به کار مشغول است، عضو. شاغل در اداره. کسی که شغل اداری دارد.

جملاتی از کلمه کارمند

«یکی از شخصیت‌های برجسته ارمنی در دوره سلطنت محمدشاه و ناصرالدین‌شاه قاجار، میرزا جان داودخان یا جان داود ارمنی است. داودخان از کارمندان دربار و مترجم اول دربار محمد شاه و ناصرالدین شاه بود.»
کین در وستمینیستر لندن متولد شد. پدر او یک کارمند معماری ساده، و مادر او یک بازیگر بود.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم