لغت نامه دهخدا
چیزدار. ( نف مرکب ) متمول. غنی. مالدار. توانگر. ( یادداشت مؤلف ). ثروتمند. ملی. دارا.
چیزدار. ( نف مرکب ) متمول. غنی. مالدار. توانگر. ( یادداشت مؤلف ). ثروتمند. ملی. دارا.
متمول. غنی. مالدار. توانگر. ثروتمند. ملی.
💡 داد از خود پیرتر کستان خبر گفت من دو چیزدارم دوست تر