چوپ

لغت نامه دهخدا

چوپ. ( اِ ) تلفظی از چوب. رجوع به چوب شود.

جمله سازی با چوپ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عشق چوپان بُوَد و ما همه عالَم گَله‌ایم حُسن قصاب و به کشتن همگی یکدله‌ایم

💡 تو رابود مه وخورشید اگر جمال از نور مرا هم اشک چوپروین شده است چشم سهیل

💡 گه صلح می کنی تو به چوپان و گاه جنگ گرگ آشتیست کار تو پیوسته با شبان

💡 میش مشغولست در مرعای خویش لیک چوپان واقفست از حال میش

💡 بره را همچون سگ چوپان نگهبان گشت گرگ عدل او تا خط بطلان ظلم را بر سرکشید

💡 پیل که فرسای در دورت نگهبان غزال شیر آهن چنگ در عهد تو چوپان غنم

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز