چهلم

لغت نامه دهخدا

چهلم. [ چ ِ هَِ ل ُ ] ( عدد ترتیبی، ص نسبی ) ( مرکب از چهل + م ماقبل مضموم، پسوند عددی ) مرتبه چهل که در میان مرتبه سی و نهم و چهل و یکم واقع است.

فرهنگ معین

(چِ هِ لُ ) ۱ - (ص. ) عدد ترتیبی چهل. ۲ - (اِ. ) مراسم بزرگداشت چهلمین روز شخص فوت شده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) عدد ترتیبی چهل در مرتب. چهل.

ویکی واژه

عدد ترتیبی چهل.
مراسم بزرگداشت چهلمین روز شخص فوت شده.

جمله سازی با چهلم

💡 برگزاری بیست و پنجمین کنگره در ونیز ایتالیا و چهلمین کنگره در یوکوهامای ژاپن

💡 وی بابت مشارکت‌های ادبی-فرهنگی خود برندهٔ جوایزی همچون نشان افتخار تولد لهستان (۱۹۸۶)، صلیب لیاقت (۱۹۷۸) و نشان چهلمین سالگرد خلق لهستان (۱۹۸۵) شده‌است.

💡 جمعی مردی را که با وی همواره مداعبت می کردند، خواندند، پاسخ نگفت و سپس گفت: دیروز به چهلمین سال زندگی پا نهادم و دیگر از سنم خجالت همی کشم.

💡 همچنین مراسم چهلم وی در کلن آلمان با حضور عده‌ای از ایرانیان برگزار گردید.

💡 در مراسم لاتینکلیسای کاتولیک، ارائه، چهارمین راز شادی تسبیح مسیحیان است. این قسمت همچنین در سنت تقریباً رایج به کلیسا آمدن تازه مادران هنگام چهلم تولد نوزاد، منعکس شده‌است.

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
نحوه یعنی چه؟
نحوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز