لغت نامه دهخدا
چله نشستن. [ چ ِل ْ ل َ / ل ِ ن ِ ش َ / ش ِ ت َ ]( مص مرکب ) بقصد ریاضت و عبادت. معتکف چله خانه شدن. برای انجام ریاضات و عبادات چهل روزه، گوشه انزوا گرفتن. ترک لذایذ دنیوی گفتن و در گوشه خلوتی بعبادت و ریاضت مشغول شدن. مراسم و آداب چله مخصوص مرتاضان و درویشان را به جای آوردن. و رجوع به چله و چله نشستن شود. || در تداول عامه، کنایه از خانه نشستن و کم معاشرت بودن و از دوستان کناره گرفتن است؛ چنانگه گویند: فلان کس چله نشسته، یعنی کمتر از خانه بیرون می آید و با رفقا و دوستان معاشرت نمیکند.