چله نشستن
مترادفها
گوشهنشینی، خلوت کردن
لغت نامه دهخدا
چله نشستن. [ چ ِل ْ ل َ / ل ِ ن ِ ش َ / ش ِ ت َ ]( مص مرکب ) بقصد ریاضت و عبادت. معتکف چله خانه شدن. برای انجام ریاضات و عبادات چهل روزه، گوشه انزوا گرفتن. ترک لذایذ دنیوی گفتن و در گوشه خلوتی بعبادت و ریاضت مشغول شدن. مراسم و آداب چله مخصوص مرتاضان و درویشان را به جای آوردن. و رجوع به چله و چله نشستن شود. || در تداول عامه، کنایه از خانه نشستن و کم معاشرت بودن و از دوستان کناره گرفتن است؛ چنانگه گویند: فلان کس چله نشسته، یعنی کمتر از خانه بیرون می آید و با رفقا و دوستان معاشرت نمیکند.
فرهنگ معین
( ~. نِ شَ تَ ) (مص ل. ) مدت چهل روز به عبادت و ریاضت پرداختن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بقصد عبادت و ریاضت چله داشتن در چله خانه معتکف شدن.
ویکی واژه
مدت چهل روز به عبادت و ریاضت پرداختن.
جمله سازی با چله نشستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از چله نشستنت چه خیزد عشقت حرص و ریاضتت آز