چغک
مترادفها
وزغ
لغت نامه دهخدا
چغک. [ چ ُ غ ُ ] ( اِ ) گنجشک را گویندو بعربی عصفور خوانند. ( برهان ). گنجشک را گویند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ). چغوک و گنجشک و عصفور. ( ناظم الاطباء ). بزبان اهل خراسان، گنجشک که پرنده ای کوچک است. ( فرهنگ نظام ). بنجشک. و رجوع به کانجشک و بنجشک و عصفور شود.
فرهنگ معین
(چُ غُ ) (اِ. ) = چغوک. چغو: گنجشک.
فرهنگ عمید
= گنجشک
فرهنگ فارسی
گنجشک، چغوک، چکک هم گویند
( اسم ) گنجشک
گنجشک را گویند و بعربی عصفور خوانند بزبان اهل خراسان گنجشک که پرنده ای کوچک است
ویکی واژه
چغوک. چغو: گنجشک، گنجشک کوچک.
در لهجه مشهدی به گنجشک چغک میگویند.
در گویش گنابادی هم به گنجشک چِغُوک گویند.
در گویش بیرجندی هم به گنجشک چِغُوک گویند.
چغک: گنجشک را گویندو بهعربی عصفور خوانند. (برهان ). (انجمن آرا. (آنندراج ) (جهانگیری ). (ناظم الاطباء).
بزبان اهل خراسان، گنجشک که پرندهای کوچک است. (فرهنگ نظام ).
بنجشک، کانجشک، بنجشک، عصفور.
جمله سازی با چغک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زخاکچغاخورچغکوارجست پیاده سوی اصفهان رخت بست