چشم شور. [ چ َ / چ ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چشم بد که زود اثر کند. ( آنندراج ). چشمی که بچیزها چشم زخم زند. ( فرهنگ نظام ). چشمی که بشوری و چشم زخم زنی مشهور است و اشخاص یا اشیاء را به نگاه خود آسیب رساند. دیده شور. نظر شور. نگه شور:
آبی جز آب تیغ که از چشم شور خلق
لب تشنه را گره نشود در گلو کجاست.صائب ( از آنندراج ).|| چشم حسود. ( فرهنگ نظام ).
چشم شور. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) در تداول عامه، آلتی برای شست و شوی چشم. لهجه عامیانه چشم شوی. ظرفی از بلور یا غیر آن که دهانه اش بفراخی چشمی عادیست، و در آن داروی مایع ریزند و چشم را بدان شویند. ظرف چشم شویی. رجوع به چشم شوی و چشم شوری و چشم شویی شود.
( ~. ) (ص مر. ) چشمی که از آن چشم زخم به کسی یا چیزی برسد.
( صفت ) آنکه چشم زخم زند.
چشمی که بشوری و چشم زخم زنی مشهور است و اشخاص یا اشیائ را به نگاه خود آسیب رساند ٠
چشم بد، چشمی که بکسی یاچیزی آسیب برساند
رجوع شود به:چشم زخم
چشمی که از آن چشم زخم به کسی یا چیزی برسد.
💡 تا نسازندت کباب از چشم شور اهل حسد همچو عنقا صائب از چشم خلایق دور باش
💡 نمک داغ مرا چون مرهم کافور میسازد که از بادام تلخی دور، چشم شور میسازد
💡 چون فتد دامان ساحل کشتی مارا به دست خاک خواهد زد به چشم شور طوفان غم مخور
💡 مباد چشم بدی در کمین عشرت کس نمک به زخم من از چشم شور داغ نماند
💡 از چشم شور، خون شفق شد، به خاک ریخت شیری که داشت در قدح زرنگار صبح
💡 میگدازندت به چشم شور این نادیدگان از زبان آتشین گر شمع محفل گشتهای