چشم شور

لغت نامه دهخدا

چشم شور. [ چ َ / چ ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چشم بد که زود اثر کند. ( آنندراج ). چشمی که بچیزها چشم زخم زند. ( فرهنگ نظام ). چشمی که بشوری و چشم زخم زنی مشهور است و اشخاص یا اشیاء را به نگاه خود آسیب رساند. دیده شور. نظر شور. نگه شور:
آبی جز آب تیغ که از چشم شور خلق
لب تشنه را گره نشود در گلو کجاست.صائب ( از آنندراج ).|| چشم حسود. ( فرهنگ نظام ).
چشم شور. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) در تداول عامه، آلتی برای شست و شوی چشم. لهجه عامیانه چشم شوی. ظرفی از بلور یا غیر آن که دهانه اش بفراخی چشمی عادیست، و در آن داروی مایع ریزند و چشم را بدان شویند. ظرف چشم شویی. رجوع به چشم شوی و چشم شوری و چشم شویی شود.

فرهنگ معین

( ~. ) (ص مر. ) چشمی که از آن چشم زخم به کسی یا چیزی برسد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه چشم زخم زند.
چشمی که بشوری و چشم زخم زنی مشهور است و اشخاص یا اشیائ را به نگاه خود آسیب رساند ٠
چشم بد، چشمی که بکسی یاچیزی آسیب برساند

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:چشم زخم

ویکی واژه

چشمی که از آن چشم زخم به کسی یا چیزی برسد.

جمله سازی با چشم شور

💡 تا نسازندت کباب از چشم شور اهل حسد همچو عنقا صائب از چشم خلایق دور باش

💡 نمک داغ مرا چون مرهم کافور می‌سازد که از بادام تلخی دور، چشم شور می‌سازد

💡 چون فتد دامان ساحل کشتی مارا به دست خاک خواهد زد به چشم شور طوفان غم مخور

💡 مباد چشم بدی در کمین عشرت کس نمک به زخم من از چشم شور داغ نماند

💡 از چشم شور، خون شفق شد، به خاک ریخت شیری که داشت در قدح زرنگار صبح

💡 می‌گدازندت به چشم شور این نادیدگان از زبان آتشین گر شمع محفل گشته‌ای

آویزون یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز