لغت نامه دهخدا
چاو چاو. ( اِ صوت مرکب ) بانگ گنجشک را گویند، وقتی که جانوری قصد گرفتن او کرده باشد یا کسی دست به آشیان او کند که بچه او را برآورد. ( برهان ). آواز گنجشک باشد در زمانی که جانور شکاری قصد او کند یا وقتی که بچه او را از خانه او بردارند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ). بانگ گنجشک و دیگر مرغان خصوصاً وقتی که جانوری قصد گرفتن او کند و یا کسی جهت گرفتن بچه وی دست در آشیان آن نماید. ( ناظم الاطباء ). صدای گنجشک و دیگر پرندگان کوچک در موقعترس یا هنگام اضطراب. جیرجیر. جیک جیک:
بی خانمان و بی زن و فرزند دشمنت
گنجشک وار دارد پیوسته چاوچاو.شمس فخری ( از انجمن آرا ).|| صدا. ( برهان ). || شور و غوغا. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ).