واژه «چاروا» در لغتنامههای فارسی به معنای هر نوع حیوان چهارپا است که برای سواری یا بارکشی مورد استفاده قرار میگیرد. این واژه در اصل معادل «چارپا» بوده و به حیواناتی مانند اسب، الاغ، قاطر و شتر اطلاق میشود که در زندگی سنتی نقش مهمی در حملونقل و جابهجایی بار داشتهاند. در متون قدیم، «چاروا» به عنوان یک واژه عمومی برای اشاره به هر مرکب چهارپایی به کار میرفته است، بدون آنکه به گونه خاصی از حیوان محدود شود. این واژه همچنین در برخی منابع به صورت خاص برای الاغ یا درازگوش نیز استفاده شده است، بهویژه در گویشهای محلی مانند خراسان. از نظر کاربردی، این کلمه به هر حیوان بارکش گفته میشود که توان حرکت بر چهار پا و حمل انسان یا بار را داشته باشد. در ادبیات فارسی نیز این واژه گاهی به صورت استعاری برای اشاره به وسیله یا موجودی کمارزش یا صرفاً حامل بار به کار رفته است. در برخی متون کهن، چاروا در کنار واژههایی مانند ستور، بارگی و مرکب نیز آمده و هممعنای آنها محسوب شده است. این واژه نشاندهنده اهمیت حیوانات چهارپا در حملونقل پیش از دوران وسایل مدرن است. از نظر زبانی، «چاروا» شکل سادهشده و محاورهای «چارپا» در برخی مناطق فارسیزبان به شمار میرود. در مجموع، این کلمه به هر حیوان چهارپای بارکش یا سواری گفته میشود که در زندگی سنتی برای جابهجایی انسان و بار به کار میرفته است.
چاروا
لغت نامه دهخدا
چاروا. [ چارْ ] ( اِ رکب ) چارپا. مرکب سواری. ( برهان ) ( آنندراج ). مرکب چهار پا اعم از اسب یا الاغ یا اشتر. ( لغت محلی شوشتر خطی ) هرحیوان که بر چهارپا رود. حیوان بارکش. ماشیة. مال. اسب. الاغ. قاطر. شتر. مرکب. ستور. بارگی. دایرة؛ چیزی که محاذی آخر خوردگاه چاروا افتد. ( منتهی الارب ):
چاروایی دوسه و یک دو غلام
چاروا هم به کری خواهم داشت.خاقانی.نه محقق بود نه دانشمند
چاروایی بر او کتابی چند.سعدی.|| هر چیزی که چهارپا داشته باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). || الاغ. حمار. درازگوش. یعفور. ( غالب دهات خراسان و در تداول روستائیان آنجا ). و رجوع به چارپا شود.
فرهنگ معین
(اِمر. ) چارپا، اسب، خر، استر.
فرهنگ عمید
حیوان بارکش، مانند اسب، الاغ، استر، و شتر.
فرهنگ فارسی
چهارپا، حیوان بارکش، اسب، الاغ، استر، شتر
( اسم ) حیوان بارکش مانند اسب خر استر و شتر.
جمله سازی با چاروا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر سرت خاکی که شب از کوچههای اصفهان گه به پشت خود کشیدی گه به پشت چاروا