لغت نامه دهخدا
پیکره. [ پ َ / پ ِ ک َ رَ / رِ ] ( اِ ) زمینه. شالده. اساس: از پیکره کار معلوم است که... || ترتیب. نسق. || مقابل بوم. زمینه. || عکس. تصویر. نقش.
پیکره. [ پ َ / پ ِ ک َ رَ / رِ ] ( اِ ) زمینه. شالده. اساس: از پیکره کار معلوم است که... || ترتیب. نسق. || مقابل بوم. زمینه. || عکس. تصویر. نقش.
(پِ کَ رِ ) (اِ. ) ۱ - تصویر، نقش. ۲ - مجسمه، تندیس.
۱. پیکر.
۲. تصویر صورت.
۳. مجسمه، تندیس.
پیکر، تصویر، صورت، مجسمه، تندیس
( اسم ) ۱- تصویر صورت. ۲- مجسمه تندیس تندیسه. ۳- زمینه مقابل بوم. ۴- زمینه اساس شالده: از پیکر. کار معمول است که...
پیکره (موزه). پیکره یک موزه تعاملی انسان شناسی واقع در نزدیکی اوخستخیست در هلند است.
با بلیطی تحت عنوان "سفری از میان بدن انسان", تجربه آموزش و سرگرمی را به طور همزمان برای شما فراهم می کند و این ویژگی با ترکیبی از مجموعه های دائمی و متغیر فراهم شده است.
پیکره در سال ۲۰۰۸ توسط ملکه بئاتریکس تأسیس شد و به عنوان اولین موزه در نوع خود مطرح شده است.
تصویر، نقش.
مجسمه، تندیس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه پیکرها ز درد و رنج کاهد که تا فربه نماید پیکر خویش
💡 بهشت است این علی التحقیق و حوران اند پیکرها تو رضوانی و جام می به دست از چشمهٔ کوثر
💡 اصحابش و انصارش سرها به سنان رفته پیران و جوانان را در بادیه پیکرها
💡 در خون خطا خسبند از پا همه نوخطان بر خاک بلا غلطند از سر همه پیکرها
💡 یک چند برگذشت، که آن بحث وآن جدال درآن وثاق بود به یک نظم وپیکره