فرهنگستان زبان و ادب
{binder} [شیمی، مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] رزین یا مادۀ چسبناکی که از آن برای نگه داشتن ذرات در کنار هم و ایجاد یکنواختی و استحکام مکانیکی و پیوند آنها به سطح استفاده می شود
{binder} [شیمی، مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] رزین یا مادۀ چسبناکی که از آن برای نگه داشتن ذرات در کنار هم و ایجاد یکنواختی و استحکام مکانیکی و پیوند آنها به سطح استفاده می شود
رزین یا مادۀ چسبناکی که از آن برای نگه داشتن ذرات در کنار هم و ایجاد یکنواختی و استحکام مکانیکی و پیوند آنها به سطح استفاده میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا تو، پنهان از تو، چون و چندهاست عهدها، میثاقها، پیوندهاست
💡 چو با زلف پری رویان دلت پیوندها دارد از آن خالی نگردد یک سر موی از پریشانی
💡 بست چون پیمان به دلها عشق تو پیوند او دیده پیوندان ز هم پیوندها بگسیختند
💡 چرخ بدپیوند را من برگشایم بند بند همچو شمشیر اجل پیوندها را بشکنم
💡 گرچه او با جان منش پیوندهاست بی وفا پیوند خود ببرید و رفت
💡 تکیه بر پیوند جان و تن مکن صائب که چرخ این چنین پیوندها کرده است بسیاری جدا