پیوستگان

پیوستگان به عنوان یک مفهوم کلیدی در عرصه‌های مختلف علمی و اجتماعی، نقش بسزایی در تحلیل و درک عمیق‌تر از پدیده‌ها ایفا می‌کنند. این واژه به ارتباطات و نهادهایی اشاره دارد که در فرآیندهای مختلف، از جمله تجزیه و تحلیل داده‌ها، همکاری‌های بین‌المللی و تعاملات فرهنگی، اهمیت ویژه‌ای دارند. در دنیای امروز که اطلاعات به سرعت در حال تغییر و گسترش است، شناخت و بررسی این مفهوم به ما کمک می‌کند تا روابط پیچیده میان عواملی که بر روی یکدیگر تأثیر می‌گذارند را شناسایی کنیم. به عنوان مثال، در علم اجتماعی، پیوستگان می‌توانند به روابط میان گروه‌های مختلف اجتماعی، نهادها و افراد اشاره داشته باشند که در یک بستر مشترک فعالیت می‌کنند. همچنین، در حوزه فناوری و اطلاعات، پیوستگان به شبکه‌های ارتباطی اشاره دارد که به تبادل اطلاعات و داده‌ها میان کاربران و سیستم‌ها کمک می‌کند. از این رو، توجه به آن در تحلیل و بررسی پدیده‌ها، نه تنها ما را در درک بهتر مسائل یاری می‌کند، بلکه به ما این امکان را می‌دهد که راهکارهای بهتری برای حل مشکلات و چالش‌های موجود ارائه دهیم. در نهایت، می‌توان گفت که پیوستگان به عنوان یک عنصر ضروری در تحقیقات و مطالعات، به ما کمک می‌کنند تا به یک بینش جامع و دقیق‌تر نسبت به دنیای پیرامون خود دست یابیم.

لغت نامه دهخدا

پیوستگان. [ پ َ / پ ِ وَ ت َ / ت ِ ] ( ص، اِ ) ج ِ پیوسته. رجوع به پیوسته شود. || پیوند و اقرباء. خویشان. قوم و خویشان: عبدالجبار را کشتند با دو پسر و عم زاده و چهل و اند تن از پیوستگان او. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 482 ). و ابونصر پدر باجول و دیگر پیوستگان ایشان از شیر مردان بوده اند. ( فارسنامه ابن البلخی چ اروپا ص 144 ). لیکن تو از نزدیکان و پیوستگان و یاران می اندیشی که اگر وقوف یابند ترا در خشم ملک افکنند. ( کلیله و دمنه ). وبعد از آن عهدی خواست از وی که چون شهر بیت المقدس را خراب کند محلت این مرد و پیوستگان را نرنجاند. ( مجمل التواریخ و القصص ). در جمله شهر خلق بسیار هلاک شدند چنانکه از بعد آن شهر بخارا خالی ماند و باز مردمان شهر ایستادگی کردند و پیوستگان سلطان هر کسی یاری دارند... تا بیک سال تمام شد. ( تاریخ بخارا ). و نیز رجوع به شواهد ذیل لغت پیوسته شود. || مرکبات را گویند همچو نبات و جماد و حیوان. ( برهان ). به این معنی برساخته دساتیر است. رجوع بحاشیه برهان قاطع چ معین شود. || اولیاء کاملین که بمبداء پیوسته اند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

جمع پیوسته

جملاتی از کلمه پیوستگان

نهان از کنیزان و پیوستگان نهان از غلامان و دربستگان
فقیری کار از خود رستگانست بحق از ما خلق پیوستگانست
ببینید خویشان و پیوستگان ببینید نالیدن خستگان
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم