لغت نامه دهخدا
پیشنهاد دادن. [ ن َ / ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) قصد کردن. || پیشنهاد کردن. عرضه کردن. تسلیم اعلام نامه حاکی از قبول کار یا خرید و یا فروش. || طرح کردن مطلبی حلاجی شدن آنرا.
پیشنهاد دادن. [ ن َ / ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) قصد کردن. || پیشنهاد کردن. عرضه کردن. تسلیم اعلام نامه حاکی از قبول کار یا خرید و یا فروش. || طرح کردن مطلبی حلاجی شدن آنرا.
( مصدر ) ۱- تسلیم اعلام نامه ای حاکی از قبول کار یا خرید و فروش پیشنهاد کردن. ۲- طرح کردن مطلبی برای حلاجی شدن آن.
گوش دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جاسیندا آردرن نخستوزیر نیوزلند به همراه دیگر کشورهای همسایه استرالیا به این کشور پیشنهاد دادند که نیروی نظامی خود را جهت کمک به استرالیا روانه این کشور کنند.
💡 دویچ و جوژا در سال ۱۹۹۲ شکل کلی تری از این الگوریتم را پیشنهاد دادند که به نام الگوریتم دویچ-جوژا شناخته میشود.
💡 همچنین به خاطر زودتر بودن کشف تامسون خیلی از افراد پیشنهاد دادند که به این اشکال ساختار تامسون یا ساختار تامسون-ویدمناشتاتن گفته شود.