پیشرفت کردن
مترادفها
رشد کردن، تعالی یافتن، توسعه یافتن
متضادها
عقبگرد کردن، افت کردن
لغت نامه دهخدا
پیشرفت کردن. [ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیشروی کردن. جلو رفتن. || ترقی کردن. || میسر بودن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- پیشروی کردن جلو رفتن. ۲- ترقی کردن ارتقائ. ۳- میسر بودن.
ویکی واژه
evolvere
progredire
جمله سازی با پیشرفت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سال ۱۹۶۶ میلادی، دانشمندان در این نظریه که نور در الیاف شیشهای هدایت میشود پیشرفت کردند که حاصل آن از کابلهای معمولی بسیار سودمندتر بود. چرا که فیبرنوری بسیار سبکتر و ارزانتر از کابل مسی است و در عین حال ظرفیت انتقالی تا چندین هزار برابر کابل مسی دارد.
💡 این با پژوهشهایی آغاز شد که بهطور مستقل و به دور از خدمات عمومی و نظارت دولتی انجام میشدند. محیط محصور برای پژوهشهای صنعتی ایجاد شد. اینها شامل بنیاد راکفلر، بنیاد کارنگی واشینگتن و مؤسسهٔ مطالعات پیشرفته بودند. پژوهشها هم در نظری و هم در کاربرد پیشرفت کردند. کمکهای مالی چشمگیر خصوصی به این امر کمک کرد.