پی فراخ

لغت نامه دهخدا

پی فراخ. [ پ َ / پ ِ ف َ ] ( ص مرکب ) تندرو مفرط. گشادباز:
بشهری که داور بود پی فراخ
شود دخل بر نانوا خشک شاخ.نظامی.

فرهنگ معین

(پِ. فَ ) (ص مر. ) تندرو، افراطی.

فرهنگ عمید

کسی که از حد درمی گذرد، تندرو، افراط کننده.

ویکی واژه

تندرو، افراطی.

جمله سازی با پی فراخ

💡 ملک ازو گرچه سبز شاخی داشت او چو خورشید پی فراخی داشت

💡 در ۲۳ دی ۱۴۰۰، اعتراضات سراسری معلمان و فرهنگیان شاغل و بازنشسته، در ده‌ها شهر برگزار شد که در پی آن، برخی از فعالان صنفی معلمان بازداشت شدند. اعتراضات این روز، در پی فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برگزار شد. یکی از شعارهای آنان این بود: «قلم بر تفنگ غالب است».

💡 در پی فراخوانی جمعی از کسبه و بازاریان معترض در شهر سقز، در اعتراض به اقدام احتمالی شهرداری سقز مبنی بر اعمال تغییراتی در اطراف مزار مهسا امینی دست به اعتصاب زدند.

💡 اعتصابات سراسری ۱۴۰۱ کامیون‌داران در پی فراخوان اتحادیه کامیون‌داران و رانندگان و همزمان با اعتراضات و اعتصاب‌های اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در برخی مراکز تولیدی ایران از ۵ آذر آغاز شد.

💡 اعتراض و اعتصاب سراسری سه روزه در پی فراخوان‌های متعددی از ۱۴ تا ۱۶ آذر انجام شد. بازاریان و کسبه در ده‌ها شهر ایران مغازه‌های خود را تعطیل کردند. با حمایت آنها از اعتراضات سراسری ایران، شهرها به حالت تعطیل درآمد.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز