لغت نامه دهخدا
پکول. [ پ َ ] ( اِ ) تالاری باشد که بر بالاخانه سازند. ( برهان قاطع ). صاحب فرهنگ جهانگیری پکوک را بمعنی عمارت عالی آورده است و ظاهراً لفظ پکوک محرف پکول است.
پکول. [ پ َ ] ( اِ ) تالاری باشد که بر بالاخانه سازند. ( برهان قاطع ). صاحب فرهنگ جهانگیری پکوک را بمعنی عمارت عالی آورده است و ظاهراً لفظ پکوک محرف پکول است.
(پَ ) (اِ. ) تالاری باشد که بر بالا خانه سازند.
( اسم ) تالاری باشد که بر بالا خانه سازند.
تالاری باشد که بر بالا خانه سازند.
💡 شناخته شده ترین اسپکولوم، اسپکولوم دوکفه ای واژن است. دو کفه لولا شده اند و هنگامی که اسپکولوم برای تسهیل ورود آن وارد می شود، "بسته" می شوند و در موقعیت نهایی خود "باز" می شوند، جایی که می توان آنها را با عملکرد پیچی دستی کرد تا اپراتور از جدا نگه داشتن کفه ها آزاد شود.
💡 از دیگر اکارتورهای اسپکولومی میتوان اسپکولوم بینی و اسپکولوم گوش میانی را نام برد.
💡 اسپکولوم ها بر اساس هدف خود در اشکال مختلف و اندازه های گوناگون وجود دارند. ابزارهایی برای مداخلات بعدی مانند بیوپسی.
💡 گروه متحرک کماندوهایی با تجهیزات سبک بودند که در گروههایی ۳۳ نفره به عملیات چریکی دست میزدند. اینها سربازهای حرفهای بودند که به خوبی آموزش دیده بودند. کماندوهای گروه متحرک دارای یونیفرم بودند که کلاه پکول نماد نیروی منظم آنها بود.