پکر
مترادفها
اخمآلود، درهمکشیده
متضادها
شاد، خندان، پیروز
لغت نامه دهخدا
پکر. [ پ َ ک َ ] ( ص ) گیج و متحیر شده از حوادثی بد که پیش آمده است. که فکر نتواند کرد از پیری یا کثرت مصائب. گیج از هجوم مصائب و یا پیری بسیار و مانند آن. خرف. || خرف از پیری.
- پکر شدن؛ حالت گیجی و بی فهمی پیدا کردن.
- پکر کردن؛ ایجاد حالت گیجی و بی فهمی.
پکر. [ پ ُ ک ِ ] ( اِ ) قسمی بازی ورق.
فرهنگ معین
(پَ کَ ) (ص. ) (عا. ) افسرده، نومید.
فرهنگ عمید
۱. گیج، سرگشته، حیران.
۲. اندوهناک.
فرهنگ فارسی
گیج، سرگشته، حیران، اندوهناک، گیجی
( اسم ) نوعی قمار با ورق.
گیج و متحیر از حوادث بد که پیش آمده است
ویکی واژه
(عا.)
افسرده، نومید.
جمله سازی با پکر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این الگوریتم، همان الگوریتم هاپکرافت-کارپ برای پیدا کردن تطابق بیشینه در یک گراف دوبخشی است.
💡 ۲۰۱۳ بهعنوان بازیکن برای تیم گرین بی پکرز در لیگ ملی فوتبال (آمریکا) بازی میکند.
💡 سه کلیسای پکروسکی، بلاگووشنسکی و اوسپنسکی که در مرکز شهر خارکف واقع هستند از قدیمیترین کلیساهای این شهر بشمار میروند. میدان مرکزی شهر خارکف، بزرگترین میدان در کل اوکراین بوده و یکی از عظیمترین میدانهای اروپا بشمار میرود.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به گرین بی پکرز اشاره کرد.
💡 یک روز که در جایگه خویش پکر بود دیدی چه خبر بود
💡 به ناگه یک یپکر آمد پدید بد از پیکر او زمین ناپدید