پویائی
مترادفها
پویایی، تحرک، جنبش، فعالیت
متضادها
ایستایی
لغت نامه دهخدا
پویائی. ( حامص ) حالت و چگونگی پویا. صفت پویا. پویندگی:
چند پوئی [گردی ] بگرد عالم چند
چند کوبی [پوئی ] طریق پویائی.عمعق.
جمله سازی با پویائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هرجا نوری غمت بجان بگزیده واندر طلب تو باشدش پویائی
💡 پویائی یکی از ویژگیهای اصلی بازارهای مالی مدرن است که باعث میشود قیمتها در هر لحظه تحت تأثیر اخبار و اتفاقات مختلف جهان تغییر کنند.
💡 برای موفقیت در دنیای پررقابت کسبوکار، سازمانها باید پویائی خود را حفظ کرده و بتوانند به سرعت با تغییرات تکنولوژیک و نیازهای مشتریان سازگار شوند.
💡 پویائی سیستمهای آموزشی میتواند به دانشآموزان کمک کند تا با روشهای جدید یادگیری آشنا شده و مهارتهای لازم برای آینده را به درستی کسب کنند.