لغت نامه دهخدا
پنجمین. [ پ َ ج ُ ] ( ص نسبی، اِ ) رقم ترتیبی بعد از چهارم و قبل از ششم. پنجم. پنجمی. خامس:
پنجمین کشور از تو آبادان
وز تو شش کشور دگر شادان.نظامی ( هفت پیکر ص 31 ).
پنجمین. [ پ َ ج ُ ] ( ص نسبی، اِ ) رقم ترتیبی بعد از چهارم و قبل از ششم. پنجم. پنجمی. خامس:
پنجمین کشور از تو آبادان
وز تو شش کشور دگر شادان.نظامی ( هفت پیکر ص 31 ).
پنجم پنجمی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیر سپهر پنجمین شیر سپهر کرده زین چهره چو شیر تابه کین با که کند مجادله
💡 که یزدانش از پنج طبع آفرید چهار اصل و آن پنجمین کارزار
💡 ششم روز از پنجمین ماه تازی پس سیصد و پنجه و هشت دیگر
💡 دگر پنجمین اهریمن ناشناس بتر زین همه خویش کامی شناس