پلکان ورودی
مترادفها
پلههای ورودی
فرهنگستان زبان و ادب
{accommodation ladder} [علوم نظامی] سازه ای فلزی یا چوبی یا ترکیبی از هر دو که در طرفین بدنۀ کشتی نصب می شود و پس از باز شدن برای رفت وآمد به داخل کشتی از آن استفاده می شود
ویکی واژه
سازهای فلزی یا چوبی یا ترکیبی از هر دو که در طرفین بدنۀ کشتی نصب میشود و پس از باز شدن برای رفتوآمد به داخل کشتی از آن استفاده میشود.
جمله سازی با پلکان ورودی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سال ۱۳۸۷ هجری شمسی سردر و سقف راه پله آبانبار توسط اداره مرمت سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان بازسازی شد و در پی آن اقداماتی جهت کف سازی مخزن تعمیر پلکان ورودی و نورپردازی بنا صورت گرفته است.
💡 معمار ساختمان تأکید داشت که پلکان ورودی باید به گونهای طراحی شود که هم باشکوه باشد و هم برای افراد دارای معلولیت قابل استفاده باشد.
💡 با رسیدن به پلکان ورودی عمارت قدیمی، اولین چیزی که جلب توجه میکرد، ستونهای سنگی بلند و حکاکیهای بسیار ظریف بر روی آنها بود.
💡 پس از بارش شدید باران در شب گذشته، پلکان ورودی ساختمان بسیار لغزنده شده بود و باید با احتیاط بسیار زیادی از آن عبور کرد.