پشتدار

لغت نامه دهخدا

پشتدار. [ پ ُ ] ( نف مرکب ) پشتوان. پشتیبان. پشت و پناه. یاریگر. مددکار. پشتوار:
ور همی بیند چرا نبود دلیر
پشتدار و جان سپار و چشم سیر.مولوی.نه مار را مدد و پشت دار موسی خواست
نه لحظه لحظه ز عین جفا وفا سازد.مولوی ( از رشیدی ) ( از فرهنگ شعوری ).|| هر چیز که به او ضخامتی باشد خصوصاً از جنس پوشیدنی. ( برهان قاطع ).

فرهنگ معین

( ~. ) (ص فا. ) پشتیبان، مددکار.

فرهنگ عمید

۱. پشتیبان، پشت وپناه.
۲. چیزی یا کسی که دارای پشت وپناه باشد.

ویکی واژه

پشتیبان، مددکار.

جمله سازی با پشتدار

💡 غلام ماه شدی شب تو را به از روزست که پشتدار تو باشد میان هر وادی

💡 ور همی‌بیند چرا نبود دلیر پشتدار و جانسپار و چشم‌سیر

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز