پزشک معالج

مترادف‌ها

دکتر، طبیب، درمانگر

فرهنگستان زبان و ادب

{medical practitioner} [مدیریت سلامت] پزشکی که تشخیص و مراقبت و درمان بیماران را بر عهده دارد

ویکی واژه

پزشکی که تشخیص و مراقبت و درمان بیماران را بر عهده دارد.

جمله سازی با پزشک معالج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقتی مصرف آلوپورینول تازه شروع می‌شود ممکن است تعداد حملات حاد نقرسی افزایش یابد. در این مواقع پزشک معالج داروهای دیگری به بیمار می‌دهد تا از این احتمال جلوگیری کند.

💡 وی هم‌چنین بعدها از وضع برخورد با وی در بیمارستان مطهری انتقاد و از کوتاهی‌های انجام شده در حقش گله کرد. او می‌گوید در شب این حادثه زمانی که به این بیمارستان منتقل شده بوده، پزشک معالج حاضر نشد برای شست‌وشوی وی به بیمارستان بیاید. پس از دوماه، بالأخره از بیمارستان با چشم‌های بسته و صورت و دستی سوخته مرخص شد.

💡 در سال ۱۳۴۷ پزشکان ایرانی و سویسی متوجه شدند که عَلم به گونه‌ای از سرطان خون مبتلا است که شخص درگیر این بیماری بین ۵ تا ۱۵ سال زنده می‌ماند. از سال ۱۳۵۰ به بعد به توصیه عباس صفویان، میلیز -استاد بیماری‌های داخلی دانشگاه پاریس- پزشک معالج عَلم شد و سپس نیز ژان بِرنار کارشناس سرطان خون سرشناس فرانسوی به همکاری فراخوانده شد ولی همواره نوع بیمار عَلم از وی پوشیده نگه داشته شد.[نیازمند منبع]

💡 بیمار پس از بستری شدن در بیمارستان، تحت نظارت مستقیم پزشک معالج قرار گرفت تا روند بهبودی او با دقت علمی و بررسی‌های مداوم دنبال شود.

💡 پزشک معالج با بررسی دقیق پرونده پزشکی و نتایج آزمایش‌های خون، بهترین پروتکل درمانی را برای مقابله با بیماری عفونی بیمار تجویز و اجرا کرد.

💡 هر بیمار حق دارد در مورد تمام مراحل درمان و عوارض احتمالی داروهای تجویز شده، سوالات خود را از پزشک معالج با دقت بپرسد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران