کلمه «پروازی» در زبان فارسی به صورت مزید موخر در ترکیباتی مانند «بلندپروازی» به کار رفته و نقش اسمی مصدری دارد و اشاره به حالت یا ویژگی پرواز یا اوج گرفتن دارد. این واژه در ادبیات برای توصیف سبکی، آزادی، توانایی رسیدن به ارتفاعات یا حرکت بیبندوبار به کار رفته و بار معنایی نمادین آن فراتر از پرواز واقعی است. در شعرها و متون ادبی، این کلمه اغلب با حالاتی مانند آزادی روح، سبکبالی، رسیدن به اوج خیال یا حرکت به سوی آرمانها و اهداف بلند همراه است و حس رهایی و بلندپروازی را منتقل میکند. علاوه بر آن، این واژه میتواند ویژگی جنبش یا حرکت سریع و سبک را بیان کند و نشاندهنده توانایی فراتر رفتن از محدودیتها و موانع دنیوی باشد. پروازی در شعرها گاه به پرنده، شمع، پروانه یا هر موجود سبکبال و رها اشاره دارد که میتواند از قفس یا محدودیتها فراتر رود و به اوج برسد. این کاربرد نمادین باعث شده است که این کلمه به مفهومی استعاری برای آرزوها، امیدها و آزادی درونی تبدیل شود و با احساسات شاعرانه پیوند بخورد.
پروازی
لغت نامه دهخدا
پروازی. [ پ َرْ ] ( حامص ) مانند مزیدی مؤخر در کلمه مرکبه بلندپروازی آمده و آنرا چون اسم مصدری ساخته است.
فرهنگ فارسی
مانند مزیدی موخر در کلمه مرکبه بلند پروازی آمده و آنرا چون اسم مصدری ساخته است
جمله سازی با پروازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غبار حسرتم وامانده از دامان پروازی دهد هرکس به بادم میتواند کرد تعمیرم
💡 ز افسون شرر پروازی من ناله درگیرد زبان شمعم و حرف پر پروانه میگویم
💡 محیط از وضع موج آغوش پروازی نمیخواهد من این بیگانگی از آشنای خویش میجویم
💡 به یاد نیستی رفتیم از افسون خود رایی نبود آیینهٔ ما جز غبار شعله پروازی
💡 شد زخط سبز، لعل یار صاحب دستگاه بال پروازی مگر از اوج، شهپر وا کند
💡 نیست در بند جهان مرغ سبک پروازی کز قفس تا سر دیوار رساند خود را