لغت نامه دهخدا
پرهیزانه. [ پ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) روزه. || غذا که برای مریضان بنوی شفایافته کنند. خوراکی که بیمار یا تازه شفایافته مأذون بخوردن آن است.
پرهیزانه. [ پ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) روزه. || غذا که برای مریضان بنوی شفایافته کنند. خوراکی که بیمار یا تازه شفایافته مأذون بخوردن آن است.
(پَ نِ ) (اِمر. ) غذایی که پزشک برای بیمار روا می دارد.
۱. غذاهایی که پزشک برای بیمار تجویز می کند.
۲. روزه.
غذاهایی که پزشک برای بیمارتجویزکند، روزه
( اسم ) ۱- غذایی که بیمار اجاز. خوردن آنرا دارد. ۲- روزه.
{diet , regime , regimen} [تغذیه] مجموعه ای محدود و معین از مواد غذایی که فرد در شرایط ویژه ای مانند بیماری یا برای کاهش وزن به طور روزانه می خورد متـ. رژیم غذایی
غذایی که پزشک برای بیمار روا میدارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مجموعه دادههای تحقیق، هر کمپینی که مشارکت فعالی از حداقل ۳٫۵ درصد از جمعیت داشته باشد، موفق بوده و بسیاری از آنها با تعداد کمتر هم موفق بودهاند. همه کمپینهایی که به آن آستانه دست یافتند، خشونتپرهیزانه بودند. هیچ کمپین خشونتآمیزی به آن آستانه نرسید.