پرنیانی

لغت نامه دهخدا

پرنیانی. [ پ َ ] ( ص نسبی ) منسوب به پرنیان. از پرنیان. دارای پرنیان:
هوا شد ز بس پرنیانی درفش
چو بازار چین زرد و سرخ و بنفش.فردوسی.ز بس نیزه و پرنیانی درفش
ستاره شده سرخ و زرد و بنفش.فردوسی. || برنگ پرنیان؛ به آب و تلألؤ پرنیان:
ز دو چیز گیرند مر مملکت را
یکی پرنیانی یکی زعفرانی
یکی زرّ نام ملک برنبشته
دگر آهن آبداده یمانی.دقیقی.

فرهنگ معین

( ~. ) (ص نسب. ) ۱ - مانند پرنیان، دارای پرنیان. ۲ - به رنگ پرنیان. ۳ - کنایه از: شمشیر.

فرهنگ عمید

۱. زیبا و لطیف مانند پرنیان، مانند پرنیان.
۲. از جنس پرنیان

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- منسوب به پرنیاندارای پرنیان از پرنیان. ۲- برنگ پرنیان. ۳- شمشیر.

جمله سازی با پرنیانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه باره شد سرخ و زرد و بنفش ز بس گونه گون پرنیانی درفش

💡 ز پیرامنش زرد و سرخ و بنفش زده گونه گون پرنیانی درفش

💡 بجای پرده تقوی که عیب جان بپوشاند ز جسم آویختیم این پرده‌های پرنیانی را

💡 رخی چون ماه گشته زعفرانی بری چون سیم گشته پرنیانی

💡 پری چهره و پرنیان پوش یاری پری راکه دیدست در پرنیانی

💡 برافراخت از کوه زرین درفش نگونسار شد پرنیانی بنفش

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز