واژه «پرندینبر» در زبان فارسی به صورت یک صفت به کار میرود و به معنای انسانی است که دارای اندامی ظریف، نازک و لطیف باشد. این واژه بیشتر در متون ادبی و شاعرانه دیده میشود و برای توصیف زیبایی و لطافت جسمانی افراد، بهویژه در توصیف چهره یا اندام معشوق در شعر فارسی به کار رفته است. «پرندینبر» از نظر معنایی بر ظرافت و نرمی بدن تأکید دارد و تصویری از اندامی سبک، خوشتراش و لطیف ارائه میدهد. این واژه در اصل ترکیبی توصیفی است که بار زیباییشناسانه دارد و برای بیان لطافت انسانی به کار گرفته میشود. در ادبیات کلاسیک فارسی، چنین صفاتی معمولاً برای خلق تصویرهای شاعرانه و اغراقآمیز از زیبایی استفاده میشده است. کاربرد آن نشاندهنده توجه شاعران به جزئیات ظاهری و زیباییهای جسمانی در قالب زبان هنری است. این واژه امروزه در زبان روزمره کاربرد ندارد و بیشتر در متون لغوی و اشعار قدیمی یافت میشود. «پرندینبر» همچنین میتواند نمادی از ظرافت و لطافت در برابر خشونت یا سختی باشد. از نظر ساختاری، این واژه ترکیبی وصفی است که بر ویژگی فیزیکی خاصی دلالت میکند. بنابراین، «پرندینبر» به معنای فردی نازکاندام و لطیفبدن در زبان فارسی کهن و ادبی به کار میرود.
پرندین بر
فرهنگ معین
( ~. بَ ) (ص. ) نازک اندام، لطیف بدن.
ویکی واژه
نازک اندام، لطیف بدن.
جمله سازی با پرندین بر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خداوند ما باد پیروزگر سرو کار او با پرندین بری