پرده شناس

لغت نامه دهخدا

پرده شناس. [ پ َ دَ / دِ ش ِ ] ( نف مرکب ) کنایه از مطرب و رامشگر و نوازنده و موسیقی دان:
پرده شناسان بنوا در شگرف
پرده نشینان بوفا در شگرف.نظامی.|| کنایه از عارف وصاحب فهم و فراست. ( برهان ).

فرهنگ معین

( ~. ش ِ ) (اِ. ص. ) ۱ - نوازنده، موسیقی دان. ۲ - عارف.

فرهنگ عمید

۱. مطرب، نوازنده، رامشگر: پرده شناسان به نوا در شگرف / پرده نشینان به وفا در شگرف (نظامی۱: ۳۲ ).
۲. موسیقی دان.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- رامشگر نوازنده مطرب موسیقیدان. ۲- عارف صاحب فهم و فراست.

ویکی واژه

نوازنده، موسیقی دان.
عارف.

جمله سازی با پرده شناس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 صائب بگو که پرده شناسان روزگار از دل تمام گوش به افسانه تواند

💡 عارفان گوش که بر پرده ساز اندازند در پس پرده شناسند که نامحرم نیست

💡 پیش چشمی که شد از پرده شناسان حجاب شاهدی نیست به از چهره خود مریم را

💡 شکر صریر خامهٔ جان پرورت حزین آیا بود که پرده شناسان ادا کنند؟

💡 در پیش چشم پرده شناسان روزگار اقبال، پرده رخ ادبار بیش نیست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران